گزارش خطا در معنی کلمه 'contractor'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: پیمانكار

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: مقاط‌عه‌ كار

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: پیمانکار

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: پیمان‌ كار

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. external, independent, outside, private | government | approved a list of approved contractors | building, defence, electrical, engineering, haulage VERB + CONTRACTOR employ, hire, use We'll need to employ a building contractor to do the work.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :