گزارش خطا در معنی کلمه 'afford'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: تهیه‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: موجب‌ شدن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: استطاعت داشتن

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: دادن‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: از عهده برآمدن

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: از

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: حاصل‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: verb to the financial means for: The price is high, can you afford it?

Simple Definitions

2 general::   verb ADV. easily, well She can well afford to pay for herself. | barely, hardly, ill, (only) just, not really an amount which we could ill afford to pay VERB + AFFORD be able/unable to, can/can't, could (not) I can't afford to eat in restaurants.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :