گزارش خطا در معنی کلمه 'cross examination'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: استنط‌اق‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: بازرسی‌ (از شاهد)

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun VERB + CROSS-EXAMINATION be subject to, face Evidence is given on oath and witnesses are subject to cross-examination. | bear, stand up to, withstand His alibi would not have withstood cross-examination. PREP. during/in ~ He was found to have lied twice in cross-examination. | under ~ The defendant broke down under cross-examination.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :