گزارش خطا در معنی کلمه 'cross examine'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: استنط‌اق‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: بازجویی‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: Phrase(s): cross-examine someone to question someone in court who has already been questioned by the opposing side; to question a suspect or a witness at great length. • The lawyer plans to cross-examine the witness tomorrow morning. • The police cross-examined the suspect for three hours.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :