گزارش خطا در معنی کلمه 'aftermath'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: پس‌ایند

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: عواقب‌ بعدی‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. immediate The president visited the region in the immediate aftermath of the disaster. VERB + AFTERMATH cope with, deal with How does a country cope with the aftermath of war? PREP. in the ~ of He first took office in the aftermath of the civil war.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :