گزارش خطا در معنی کلمه 'daft'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: ارام‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: احمق

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: کودن

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: احمق‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: فروتن‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   adj., adv. VERBS be, feel, look, seem, sound | act, talk (both informal) Don't talk daft! ADV. bloody (taboo), really | completely, plain The decision is just plain daft. | a bit, pretty, rather

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :