گزارش خطا در معنی کلمه 'dated'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: تاریخ دار

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: تاریخ‌ دار

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: مورخ‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: تاریخ‌دار

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: مورخ

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   adj. VERBS appear, be, look, seem, sound | become ADV. hopelessly, very | a bit, a little, rather, slightly, somewhat These ideas seem a bit dated now. | curiously This drama series is supposedly modern yet its characters live in a curiously dated world.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :