گزارش خطا در معنی کلمه 'agreeable'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: بشاش‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: دلپذیر

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: مط‌بوع‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: حاضر

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: مایل‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: ملایم‌

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: سازگار

شبکه مترجمین ایران

8 روان شناسی و مشاوره:: توافق پذیر

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: adj. to one's liking; pleasing: He was an agreeable, pleasant person.

Simple Definitions

2 general::   adj. pleasant VERBS be, look, sound It all sounds very agreeable. | find sb/sth He finds her very agreeable. | make yourself She did her best to make herself agreeable. | highly, most, particularly, very It was a most agreeable evening. | quite ADV. mutually We tried to negotiate a mutually agreeable solution. willing to accept/do sth VERBS be ADV. perfectly, quite PREP. to He was perfectly agreeable to the idea.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :