گزارش خطا در معنی کلمه 'deport'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: حمل‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: اخراج‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: تبعید كردن‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: Phrase(s): deport someone (from some place) (to some other place) to expel or exile someone from one place to another, usually back to their prior country of residence. • The government deported Jane from this country to her homeland. • They deported Tom to Brazil from this country.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

2 general::   verb ADV. forcibly PREP. (back) to Many refugees were forcibly deported back to the countries they had come from. | from He was deported from Britain last week.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :