گزارش خطا در معنی کلمه 'depot'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمران:: دپو

واژگان شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: (امر) ایستگاه‌ راه‌ اهن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: بازخانه‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: انبار

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: انبارگاه‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. distribution, storage, supply | freight, goods | arms, fuel, gas, etc. an explosion at an arms depot | bus, tram on its way back to the bus depot

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: noun train or bus station: We waited for her to arrive at the depot.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :