گزارش خطا در معنی کلمه 'ahead of'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Phrase(s): *ahead of something ahead or on target with one’s work schedule or responsibilities. (*Typically: be ~; get ~; keep ~; remain ~; stay ~.) • By the end of the week, I usually can get ahead of my duties, but not by much. • Jerry can’t seem to get ahead of his work.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :