گزارش خطا در معنی کلمه 'despoil of'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Phrase(s): despoil something of something to make something, such as a town, tomb, or building, lose value by stealing from it; to rob something of something. • The vandals despoiled the castle of much of its furnishings. • The land was despoiled of its fertility by overplanting.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :