گزارش خطا در معنی کلمه 'devastation'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: خرابی‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: انهدام‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. complete, utter | widespread | ecological, environmental | economic VERB + DEVASTATION cause The hurricane caused widespread devastation. DEVASTATION + VERB be wrought We surveyed the devastation wrought by the fire. PHRASES a scene of devastation He surveyed the scene of utter devastation beneath him. | a trail of devastation The tornado left a trail of devastation in its wake.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :