گزارش خطا در معنی کلمه 'dew'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: شبنم‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: شبنم‌ باریدن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: شبنم‌ زدن‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: ژاله‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. heavy There was a heavy dew this morning. | morning The sun had dried the early morning dew. QUANT. drop Drops of dew shone on the grass. DEW + VERB fall, form DEW + NOUN drop (also dewdrop) PHRASES damp/heavy/wet with dew The grass was still wet with dew.

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: noun water drops: The dew was on all of the plants.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :