گزارش خطا در معنی کلمه 'dial'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: شاخص‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: صفحه‌ء عقربك‌ دار(مثل‌ ترازو

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: صفحه‌ء مدرج‌ ساعت‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: صفحه‌ شماره‌ گیر

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: شماره‌ گرفتن‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: صفحه ی نمایش ارقام

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun VERB + DIAL adjust, set, turn, twiddle, twist Set the dial for the number of copies required.

Oxford Collocations Dictionary

2 general::   verb ADV. direct It is possible to dial direct to many countries.

Oxford Collocations Dictionary

3 general:: noun knobs: There were two dials on the radio. verb call: Dial the police telephone number.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :