گزارش خطا در معنی کلمه 'diesel'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: برند دیزل

واژگان شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: موتور دیزل‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: دیزل‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun VERB + DIESEL run on, use These buses run on diesel. DIESEL + NOUN power | fuel, fumes, oil | car, engine, locomotive, model, train The diesel model is noisier than the petrol model.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :