گزارش خطا در معنی کلمه 'dig out of'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Phrase(s): dig someone or something out of something [and] dig someone or something out to excavate in order to get someone or something out of something; to dig about in order to get someone or something out of something. • She dug out the roots of the tree. • The dog dug itself out of the rubble of the fallen building.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :