گزارش خطا در معنی کلمه 'erase'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: اثارچیزی‌ رااز بین‌ بردن‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: خراشیدن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: پاك‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: تراشیدن‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: verb to remove from a magnetic tape or storage: He erased the videotape he had made.

Simple Definitions

2 general::   verb ADV. completely | virtually | partially VERB + ERASE try to | be determined to They are determined to erase the bad memories of last year's defeats. PREP. from These people have been virtually erased from the history book.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :