فارسی
1
عمومی::
توجه ناگهانی و دلسردی ناگهانی نسبت بشخص یا چیزی
شبکه مترجمین ایران
واژگان شبکه مترجمین ایران
3
روان شناسی و مشاوره::
تردید
واژگان شبکه مترجمین ایران
4
روان شناسی و مشاوره::
دوسوگرایی
واژگان شبکه مترجمین ایران
5
روان شناسی و مشاوره::
دوسوگرایی
واژگان شبکه مترجمین ایران
6
روان شناسی و مشاوره::
دوسوگرایی
واژگان شبکه مترجمین ایران
english
1
general::
noun VERB + AMBIVALENCE feel | express, show The document expressed some ambivalence over the doctrine of predestination. PREP. with ~ She viewed her daughter's education with ambivalence. | ~ about their ambivalence about supporting the government | ~ over his ambivalence over money | ~ towards She felt a certain ambivalence towards him.
Oxford Collocations Dictionary