گزارش خطا در معنی کلمه 'ambivalence'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: توجه‌ ناگهانی‌ و دلسردی‌ ناگهانی‌ نسبت‌ بشخص‌ یا چیزی‌

شبکه مترجمین ایران

2 فلسفه:: دو گانگی

واژگان شبکه مترجمین ایران

3 روان شناسی و مشاوره:: تردید

واژگان شبکه مترجمین ایران

4 روان شناسی و مشاوره:: دوسوگرایی

واژگان شبکه مترجمین ایران

5 روان شناسی و مشاوره:: دوسوگرایی

واژگان شبکه مترجمین ایران

6 روان شناسی و مشاوره:: دوسوگرایی

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun VERB + AMBIVALENCE feel | express, show The document expressed some ambivalence over the doctrine of predestination. PREP. with ~ She viewed her daughter's education with ambivalence. | ~ about their ambivalence about supporting the government | ~ over his ambivalence over money | ~ towards She felt a certain ambivalence towards him.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :