گزارش خطا در معنی کلمه 'fire alarm'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: اسباب‌ خودكاربرای‌ اگاهی‌ دادن‌ ازاتش‌ سوزی‌

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی

english

1 general::   noun VERB + FIRE ALARM set off It was thought that the fire alarm had been set off as a prank. | install Fire alarms have been installed in the building. FIRE ALARM + VERB go (off), sound

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :