گزارش خطا در معنی کلمه 'flash in the pan'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: جوشش‌ انی‌ وبی‌ نتیجه‌

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی

2 عمومی:: كوشش‌ بیهوده‌

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی

english

1 general:: Phrase(s): a flash in the pan Fig. someone or something that draws a lot of attention for a very brief time. • I’m afraid that my success as a painter was just a flash in the pan. • Tom had hoped to be a major film star, but his career was only a flash in the pan.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :