گزارش خطا در معنی کلمه 'flattery'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: چاپلوسی

واژگان شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: تملق‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: چاپلوسی‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. artificial VERB + FLATTERY use Salespeople are often accused of using artificial flattery. | fall for She falls for his flattery every time. PREP. through ~ He thinks he can get his way through flattery. | with ~ She persuaded him with flattery.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :