گزارش خطا در معنی کلمه 'flop around'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Phrase(s): flop around [for something] to turn around awkwardly; [for a fish out of water] to squirm and flap. • The hose flopped around, throwing water first this way and then that, knocking down plants as it flopped. • A number of fish flopped around in the bottom of the boat.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :