گزارش خطا در معنی کلمه 'foolproof'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: ادم‌ ساده‌ لوح‌ و رك‌ و راست‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: محفوظ‌ از حماقت‌ وكارهای‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   adj. VERBS be, look, seem | make sth We're trying to work out a way to make the system foolproof. ADV. absolutely, quite | nearly, pretty well, virtually The system is pretty well foolproof.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :