گزارش خطا در معنی کلمه 'analogy'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: قیاس‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: همانندی‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: مقایسه‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: (من) قیاس‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: شباهت‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: (ر) تناسب‌

شبکه مترجمین ایران

7 روان شناسی و مشاوره:: قیاس

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. appropriate, apt, useful | close, obvious A close analogy with the art of singing can be made. VERB + ANALOGY draw, make, suggest, use She drew an analogy between running the economy and a housewife's weekly budget. ANALOGY + VERB fit, hold The Wild West analogy does not fit here. PREP. by ~ (to/with) We can understand this theory by analogy with human beings. | ~ between She suggested an analogy between the human heart and a pump. | ~ for The computer is a useful analogy for the brain. | ~ with There is an analogy here with the way an engine works. PHRASES argument by/from analogy Argument from analogy is not always valid.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :