گزارش خطا در معنی کلمه 'foyer'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: سرسرای‌ تاتر

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: راهرو بزرگ‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: مركز اجتماع‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. entrance, reception | cinema, hospital, hotel, school, station, theatre | crowded, deserted PREP. across the ~, in the ~ We arranged to meet up in the foyer of the Hyatt hotel.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :