گزارش خطا در معنی کلمه 'fraction'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: كسر

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: کسر – اعشار

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: کسر رشد

واژگان شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: كسر (كسور)

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: ترك‌ خوردگی‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: شكستگی‌

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: شكاف‌

شبکه مترجمین ایران

8 عمومی:: برخه‌

شبکه مترجمین ایران

9 عمومی:: جناح

شبکه مترجمین ایران

10 عمومی:: شكستن‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun part/amount ADJ. large, significant, sizeable, substantial | mere, small, tiny A mere fraction of available wind energy is currently utilized. PREP. ~ of Why not grow your own fruit at a fraction of the price? PHRASES just/only a fraction The average income is high, though many people earn just a fraction of that average. exact part of a number ADJ. vulgar | decimal | improper 11/8 is an improper fraction, equivalent to one and three-eighths. VERB + FRACTION express sth as Express 25% as a fraction.

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: noun portion: We paid only a fraction of its worth. noun scrap: There was only a small fraction left.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :