گزارش خطا در معنی کلمه 'frig'
برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن
کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت
'معانی جدید'
معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه
'ارسال'
کلیک کنید
.
فارسی
شبکه مترجمین ایران
شبکه مترجمین ایران
3
عمومی::
(refrigerator=) یخچال برقی
شبکه مترجمین ایران
english
1
general::
frig about/around slang to behave stupidly • Stop frigging about, will you!
Cambridge-Phrasal Verbs