گزارش خطا در معنی کلمه 'genealogy'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: شجره‌نامه

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: شجره‌ نامه‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: دودمان‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: شجره‌ النسب‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: سلسله‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: نسب‌

شبکه مترجمین ایران

7 سیاسی و روابط بین الملل:: تبارشناسی

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: noun record or table of ancestors; a family tree: Genealogy has become very important to many.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :