گزارش خطا در معنی کلمه 'get feet wet'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Phrase(s): get one’s feet wet Fig. to get a little first-time experience with something. (Obvious literal possibilities.) • Of course he can’t do the job right. He’s hardly got his feet wet yet. • I’m looking forward to learning to drive. I can’t wait to get behind the steering wheel and get my feet wet.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :