گزارش خطا در معنی کلمه 'annex'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: پیوست

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: ضمیمه‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: پیوستن‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: پیوست‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: ضمیمه- پیوست

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: ضمیمه‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

7 رمان و داستان:: انکس (اسم خاص)

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   verb ADV. formally The region was formally annexed in 1892. | illegally PREP. to The territory had been annexed to Poland.

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: verb to append or attach: The city wanted to annex their farm. noun a wing added to a building: Our classroom was an annex to the school.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :