گزارش خطا در معنی کلمه 'anoint with'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Phrase(s): anoint someone with something to pour or rub oil on a person’s head as an honor or blessing; to put a liquid onto oneself. (Mostly in biblical references.) • They anointed the king with oil and praised him greatly. • He anointed himself with a menthol rub that was meant to help his cold symptoms.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :