گزارش خطا در معنی کلمه 'anticipate'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: انتظ‌ار داشتن‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: پیشدستی‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: پیش‌ بینی‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: verb expect: We will anticipate his every move.

Simple Definitions

2 general::   verb PHRASES be eagerly/keenly anticipated one of the most eagerly anticipated arts events of the year | be widely anticipated It is widely anticipated that she will resign.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :