گزارش خطا در معنی کلمه 'antiseptic'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: ضد عفونی کننده

واژگان شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: دوای‌ ضد عفونی‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: گندزدا

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: تمیز و پاكیزه‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: ضدعفونی‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. powerful | mild Mint is a mild antiseptic. VERB + ANTISEPTIC apply, put on You should put some antiseptic on that cut.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :