گزارش خطا در معنی کلمه 'hand in hand'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: دست‌ دردست‌ یكدیگر

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی

2 عمومی:: دست‌ بدست‌

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی

english

1 general:: Phrase(s): *hand in hand 1. Lit. holding hands. (*Typically: do something ~; sit ~; walk ~.) • They walked down the street hand in hand. • Bob and Mary sat there quietly, hand in hand. 2. Fig. [of two things] together, one with the other. (*Typically: go ~.) • Cookies and milk seem to go hand in hand. • Teenagers and back talk go hand in hand.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :