گزارش خطا در معنی کلمه 'apathy'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: بی‌ علاقگی‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: بی‌ حسی‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: خون‌ سردی‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: بی‌ عاط‌فگی‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. general, widespread | political, public VERB + APATHY suffer from | fall into, sink into Once defeated, he sank into apathy. | lead to Such attitudes can only lead to apathy. PREP. ~ among widespread apathy among students | ~ towards a general apathy towards politics

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :