گزارش خطا در معنی کلمه 'have to'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Also, have got to. Be obliged to, must. For example, We have to go now, or He has got to finish the paper today. The use of have as an auxiliary verb to indicate obligation goes back to the 16th century; the variant using got dates from the mid-1800s.

American Heritage Idioms

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :