گزارش خطا در معنی کلمه 'have to burn'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Phrase(s): have something to burn Fig. to have lots of something, such as money, power, food, space, cars, etc.; to have more of something than one needs. • Look at the way Tom buys things. You’d think he had money to burn. • If I had all that acting talent to burn as he does, I’d have won an Oscar by now.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :