گزارش خطا در معنی کلمه 'apologetic'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: دفاعی‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: پوزش‌ امیز

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: اعتذاری‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   adj. VERBS be, feel, look, sound ADV. profusely, very | almost Barney sounded almost apologetic. | faintly, slightly, vaguely | suitably I hope she was suitably apologetic afterwards. PREP. about He was profusely apologetic about the mistake. | for She was apologetic for taking so long.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :