گزارش خطا در معنی کلمه 'apparatus'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: ( apparatuses& sutarappalp) اسباب‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: الت‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: دستگاه‌

شبکه مترجمین ایران

4 روان شناسی و مشاوره:: دستگاه

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. breathing, chemical, electrical, experimental, laboratory, scientific | administrative, bureaucratic, legal, party, security, state the state's powerful security apparatus QUANT. piece a very sophisticated piece of laboratory apparatus PHRASES the apparatus of government/(the) state

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: noun equipment: We need apparatus for the experiment.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :