گزارش خطا در معنی کلمه 'hepatitis'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: (ط‌ب‌) اماس‌ كبدی‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: تورم‌ كبد

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. severe | acute, chronic | active | viral VERB + HEPATITIS have, suffer from | be infected with, contract, get HEPATITIS + NOUN virus | patient PHRASES hepatitis A/B/CILLNESS

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :