گزارش خطا در معنی کلمه 'heritage'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: مرده‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: ماترك‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: میراث‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: ارث‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: تركه‌ غیر منقول‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: ارثیه‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. rich | natural | common, national Folk songs are part of our common heritage. | architectural, artistic, cultural, historical, literary VERB + HERITAGE have The city has an exceptionally rich heritage of historic buildings. | preserve, protect protecting our heritage of wild plants HERITAGE + NOUN centre, museum, site

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: noun passed down from preceding generations: Hard work is our heritage from our parents.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :