گزارش خطا در معنی کلمه 'applicable'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: قابل‌ اط‌لاق‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: اجرا شدنی‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: قابل‌ اجراء

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: کاربست پذیر

واژگان شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: كاربست‌ پذیر

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: قابل اجرا

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: كاربرد پذیر

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   adj. VERBS be, prove, seem new developments in research that could prove directly applicable to the treatment of some cancers | become | make sth ADJ. broadly, generally, widely | universally | directly | immediately | equally The rules have now been made equally applicable to all members. | easily, readily The theory does not seem easily applicable in this case. PREP. for The offer is only applicable for journeys made during the week. | to The law is applicable to everyone.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :