گزارش خطا در معنی کلمه 'appraisal'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 حسابداری و مالی:: ارزیابی

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: تعیین‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: ارزیابی‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: ارزیابی‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: تعیین‌ قیمت‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: تقویم‌

شبکه مترجمین ایران

7 روان شناسی و مشاوره:: ارزشیابی

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. detailed, full, thorough A detailed appraisal of the scheme will now be carried out. | frank, honest, realistic | independent | critical | economic, financial | project | performance, staff, teacher a formal system of performance appraisal VERB + APPRAISAL carry out, give, make He was asked to give an independent appraisal. She made a quick appraisal of the other guests. APPRAISAL + NOUN interview We are holding staff appraisal interviews.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :