گزارش خطا در معنی کلمه 'apron'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: پیش‌ بند

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: پیش‌ دامن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: صحن‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: كف‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: noun a protective garment: The lady wore an apron while cooking.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :