گزارش خطا در معنی کلمه 'aptitude'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: میل‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: شایستگی‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: استعداد

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: تمایل‌ ط‌بیعی‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: گنجایش‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: لیاقت‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: noun an inherent ability, a talent: She seems to have the aptitude for that position.

Simple Definitions

2 general::   noun ADJ. great, natural, special He has a natural aptitude for this work. VERB + APTITUDE have | display, show children who show an aptitude for sport APTITUDE + NOUN test PREP. ~ for an aptitude for mathematics

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :