گزارش خطا در معنی کلمه 'arbitrary'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: دلخواه‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: اختیاری‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: مستبدانه‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: دلخواه

واژگان شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: قراردادی‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: مط‌لق‌

شبکه مترجمین ایران

7 فلسفه:: اختیاری

واژگان شبکه مترجمین ایران

8 علوم اجتماعی و جامعه شناسی:: خودسرانه

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   adj. VERBS be, seem ADV. completely, entirely, purely, quite, wholly | fairly, rather, somewhat, to some extent The decision is to some extent arbitrary. | essentially | apparently

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :