گزارش خطا در معنی کلمه 'arch'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: قوس‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: ط‌اق‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: بشكل‌ قوس‌ یاط‌اق‌ دراوردن‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: قوس

واژگان شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: ( n&tv): كمان‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. pointed, round, semi-circular | brick, iron, masonry, stone | monumental, triumphal | Gothic, Romanesque, etc. | proscenium, railway an old theatre with a proscenium arch Mean little houses clustered under the railway arches. VERB + ARCH build, erect This huge triumphal arch was erected at the beginning of this century. | form, make The branches of the trees formed an arch over the bench. PREP. beneath an/the ~, through an/the ~, under an/the ~ We rode under the arch.

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: noun curve: The arch over the door was beautiful. verb curve: The bridge will arch over the river.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :