گزارش خطا در معنی کلمه 'interpretation'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: شرح‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: بیان‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: تفسیر قرارداد

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: جاذبه پردازی

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: تعبیر

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: ترجمه‌

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: مفاد

شبکه مترجمین ایران

8 علوم اجتماعی و جامعه شناسی:: تفسیر

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. correct, right, true, valid | erroneous, false, wrong | plausible, reasonable | simplistic | literal, narrow, strict | free, generous, liberal, loose, wide | alternative, competing, conflicting, different, diverse, multiple | artistic VERB + INTERPRETATION give sth, make In practice, this law is often given a wide interpretation by the police. Scientists made an interpretation based on the data available. | be open to The wording of this section of the contract is open to interpretation. PHRASES put an interpretation on sth It is possible to put an entirely different interpretation on her behaviour.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :