گزارش خطا در معنی کلمه 'interpreter'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: مترجم‌ شفاهی‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: مترجم‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: مفسر

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: noun translator: The German interpreter was good.

Simple Definitions

2 general::   noun VERB + INTERPRETER act as | speak through Speaking through an interpreter, a Japanese fisherman gave his account of the tidal wave. PREP. ~ for Susan acted as interpreter for us.JOB

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :